سيد محمد باقر برقعى
3945
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
رسيده است . از آثار و تأليفات اوست : شاهراه كمال ، زندگانى و آثار بهار ، ايوان مدائن ، حقوق در اسلام ، كاروان سخن ( مجموعه شعر ) ، شكوه شعر ، نغمههاى آسمانى ، سه مثنوى كهن ، ارمغان نوروزى و چند اثر ديگر . پرتو ايمان گر به زير طاق گردون آيت جانان نبود * نقشى از خورشيد و ماه و اختر كيوان نبود آشنا داند زبان آشنا را در جهان * كس زبان ما نمىدانست اگر جانان نبود اينهمه آثارى از صنع خداى عالم است * جلوهگر هرگز نمىگرديد اگر يزدان نبود گر نمىشد وحى و الهامى به ختم انبيا * در جهان ما نشان از معجز فرقان نبود بوالبشر ادراك اسرار بقا را كرده بود * گر به اصل مبدأ خود اينچنين نادان نبود فيضياب از چشمه دانش اگر مىشد بشر * روح ما را صحبت بىدانشان سوهان نبود رازهاى آفرينش را نمىداند كسى * آرى از روز ازل اين رازها آسان نبود از فروغ نور او روشن نمىگردد دلى * در دلى تا پرتوى تابنده از ايمان نبود نقد جان دادم به راه او بهاى بوسهاى * گرچه جان را پيش جانان ارزشى چندان نبود هركسى بر شام تار ديگرى خندد چو شمع * تا سحرگاهان چراغ بزم او تابان نبود گر ز درد بينوا صاحبكرم آگاه بود * گوهر اشكى ز چشم بينوا غلطان نبود آسمانا قسمت ما رنج و حرمان كردهاى * در بساط تو مگر جز ماتم و حرمان نبود اى فلك اى آسمان تا كى به امّيد وصال * شام هجران سياهم را مگر پايان نبود نيست بازارى براى گوهر آثار ما * بود اگر گوهرشناسى گوهرى ارزان نبود هركه با ما بست پيمانى نديدى عاقبت * « همّتا » هنگام يارى بر سر پيمان نبود شاهكار آفرينش پرتو انوار يزدان در جهان مولا عليست * شاهكار آفرينش بىگمان مولا عليست دست حق شير خدا و سر مطلق اوست او * همچو تاجى مايه فخر جهان مولا عليست